آفتاب کم کم پا های خود را پس کشیده می رفت وکبوتران هم دیگر فریب مشتی گندم را نمی خوردند وسینه به سینهء آسمان داده بسوی لانه های خود پرواز میکردند...
ادامه مطلب
محلی برای سلاخی کردن نوشته های من
آفتاب کم کم پا های خود را پس کشیده می رفت وکبوتران هم دیگر فریب مشتی گندم را نمی خوردند وسینه به سینهء آسمان داده بسوی لانه های خود پرواز میکردند...
