راستی سایه ام چرا شکسته ای به چاه
که گشته یی قشنگ برای من به اشتباه
دلم نمی شود فنا شده رها شوم
چرا که است بهر من خود سقوط هم گناه
دلم گرفته ماه، تو درون چاه خفته یی
قبول کن که خسته ام فریب خورده ام نگاه
فضای ذهن من پر از نشانه های توست
دروغ نیست و هزاران ستاره ها است گواه
چنان هراسی در وجود من دویده است
که کرده تمام واژه های شعر را تباه
گذشت شب ز نیمه و هنوز من شکسته ام
خدا در انتظارم، سلام می کنم به ماه
